سستی و بیحالی یکی از مشکلات بسیار شایع است که بسیاری از افراد در طول روز با آن مواجه میشوند و دلایل مختلفی در تغذیه، عملکرد گوارش و حتی سبک زندگی دارد. یکی از عوامل مهمی که قبلاً نیز به آن اشاره شده، مصرف نان سفید و غذاهای فاقد سبوس و فیبر است؛ زیرا وقتی چنین غذاهایی وارد دستگاه گوارش میشوند، حالتی شبیه یک لایه ژلهای در روده ایجاد میکنند که دور پرزهای روده را میگیرد و اجازه نمیدهد مواد غذایی بهدرستی از طریق این پرزها جذب شده و به کبد و سپس به سلولهای بدن برسند. در نتیجه ممکن است معده پر شود و فرد احساس سیری کند، اما سلولها همچنان دچار کمبود مواد مغذی باشند؛ زیرا سلولها برای فعالیت طبیعی خود به گلوکز، مواد معدنی، پروتئینها، ویتامینها و سایر ترکیبات ضروری نیاز دارند و اگر این مواد از روده جذب نشوند، بدن دچار ضعف و بیحالی میشود. از سوی دیگر، بیحالی بعد از غذا نیز یکی از شکایات رایج است که دلایل فیزیولوژیک مشخصی دارد. در بسیاری از فرهنگها دیده میشود که پس از غذا خرما، شیرینی یا حتی باقلوا مصرف میشود و این موضوع به نوعی به یک سنت غذایی تبدیل شده است؛ علت آن هم این است که پس از غذا ممکن است برای مدت کوتاهی افت نسبی قند خون ایجاد شود. زمانی که شما غذا میخورید، بدن برای اینکه کربوهیدراتهای غذا را به شکل گلوکز وارد سلولها کند، هورمون انسولین ترشح میکند. مغز فرمان ترشح انسولین را به پانکراس میدهد و انسولین وارد خون میشود تا گلوکز موجود در خون را به داخل سلولها منتقل کند. اما در همان لحظهای که شما تازه غذا خوردهاید، هنوز گلوکز حاصل از آن غذا وارد جریان خون نشده است؛ بنابراین برای مدت کوتاهی ممکن است قند خون کاهش پیدا کند و همین موضوع باعث احساس سستی، ضعف یا خوابآلودگی میشود. در بسیاری از افراد این حالت فقط چند دقیقه طول میکشد و طبیعی است، اما در برخی افراد این حالت شدیدتر است و حتی ممکن است فرد مجبور شود بعد از غذا مدتی بخوابد. یکی از دلایل مهم این مسئله این است که برخی افراد غذای خود را بسیار سریع میخورند؛ غذایی که باید طی بیست تا سی دقیقه بهآرامی جویده و مصرف شود، گاهی در چند دقیقه خورده میشود و حجم زیادی از غذا ناگهان وارد معده میشود. در این شرایط انسولین زیادی وارد خون شده است، اما هنوز گلوکز حاصل از غذا وارد خون نشده و همین موضوع باعث افت قند و احساس ضعف میشود تا زمانی که فرآیند هضم انجام شده و قند غذا وارد جریان خون گردد. به همین دلیل یکی از مهمترین توصیهها در طب سنتی و حتی پزشکی جدید، خوب جویدن غذاست. وقتی غذا بهخوبی جویده میشود، بزاق دهان با آن ترکیب میشود و علاوه بر آغاز فرآیند هضم، بخشی از قند غذا از طریق مخاط دهان و زبان جذب خون میشود؛ در نتیجه انسولینی که ترشح شده است با ورود تدریجی گلوکز به خون هماهنگ میشود و بدن دچار افت قند ناگهانی نمیشود. اما وقتی غذا بدون جویدن و با عجله بلعیده شود، بدن باید زمان بیشتری صرف کند تا کربوهیدراتها را تجزیه کرده و به قند تبدیل کند و در این فاصله فرد دچار ضعف و بیحالی میشود. به همین دلیل است که مصرف مقدار کمی شیرینی یا خرما بعد از غذا میتواند سریعاً حال فرد را بهتر کند، زیرا قندهای ساده بهسرعت از طریق مخاط دهان جذب خون میشوند و افت قند را جبران میکنند. از سوی دیگر، نوع دیگری از بیحالی وجود دارد که معمولاً در صبح و قبل از ظهر دیده میشود، در حالی که فرد عصر و شب انرژی بیشتری دارد. در نگاه طب سنتی، این حالت اغلب با افزایش صفرا در بدن مرتبط است. افرادی که صفرا در بدنشان زیاد است معمولاً شبها دیر میخوابند، خواب عمیق و منظمی ندارند و حتی زمانی که خسته هستند نیز بهسختی به خواب میروند. گاهی دیده میشود که برخی افراد یا حتی کودکان با وجود خستگی، تمایل به خواب ندارند یا تا نیمههای شب بیدار میمانند؛ یکی از دلایل این موضوع میتواند بالا بودن صفرا باشد. در چنین شرایطی چون فرد دیر میخوابد، صبح نیز بهسختی بیدار میشود و تا قبل از ظهر احساس سستی و بیحالی دارد، اما در عصر و شب که بدن از نظر حرارتی و مزاجی متعادلتر میشود، انرژی بیشتری احساس میکند. برای اصلاح این وضعیت، لازم است غذاهای صفرازا کاهش یابد. بسیاری از ادویههای تند مانند فلفل، زنجبیل، دارچین، سیر و پیاز خام از جمله موادی هستند که میتوانند صفرا را افزایش دهند، همچنین غذاهای بسیار چرب، سرخکردنیها، سسها و فستفودها نیز از عوامل مهم افزایش صفرا به شمار میروند. در مقابل، استفاده از غذاهای ملایمتر و خنکتر مانند کاهو، آلو، عناب، آشها و سوپهای سبک، و غذاهایی که در آنها ماست یا کشک استفاده میشود میتواند به کاهش صفرا و بهبود کیفیت خواب کمک کند. کاهش مصرف غذاهای سنگین و تند بهخصوص در وعده شام نیز بسیار مؤثر است و باعث میشود فرد شبها راحتتر و عمیقتر بخوابد و در نتیجه صبح با انرژی بیشتری بیدار شود. با این حال در کنار تمام این عوامل جسمی، یک عامل مهم روانی نیز در سستی و تنبلی نقش دارد و آن نداشتن هدف در زندگی است. انسانی که برای زندگی خود هدف و مسیر مشخصی دارد، معمولاً انگیزه و انرژی بیشتری برای فعالیت دارد و حتی اگر ساعات خواب او کمتر باشد، به دلیل انگیزه و اشتیاقی که برای رسیدن به هدف خود دارد احساس نشاط بیشتری میکند. اما وقتی انسان هدف مشخصی در زندگی نداشته باشد، بهتدریج احساس بیانگیزگی، رخوت و سستی در او ایجاد میشود.
بنابراین علاوه بر اصلاح تغذیه، شیوه غذا خوردن و تنظیم خواب، داشتن هدف و معنا در زندگی نیز یکی از مهمترین عوامل افزایش نشاط، تحرک و انرژی در انسان به شمار میرود.
منابع و مراجع
- 1